loading...

وبلاگ نمایندگی نیک آباد

بازدید : 563
جمعه 8 خرداد 1399 زمان : 9:21

روز سه‌شنبه مورخ 99/03/06جلسه سوم از دوره سیزدهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی ویژه مسافران کنگره 60 نمایندگی نیک‌آباد با دستور جلسه " وادی دهم و تاثیر آن روی من " با نگهبانی مسافر داوود، دبیری مسافر حسین و استادی مسافر احمد راس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، احمد هستم یک مسافر

ابتدا تشکر می‌کنم از آقای مهندس به خاطر کشف روش DST و از راهنمایان خودم حسن آقا رضوانی و آقا مرتضی ضیائی که زحمت زیادی کشیدند تا من به درمان هم برسم کمال تقدیر و تشکر را دارم.

صفت، ویژگی و خاصیت هر چیزی است. هر چیزی در دنیا صفتی دارد، ذغال سیاه است یا شیر حیوانی درنده است. و اما صفت در انسان صادق و جاری است، چون تغییر می‌کند و برای همین انسان تغییر می‌کند. من مسافر، در تاریکی‌ها بودم، خداوند کمکم و از تاریکی ها به روشنی‌ها آمدم یعنی تغییر کردم. انسان می‌تواند به بالاترین درجات برسد، مانند آقای مهندس که از تاریکی‌ها حرکت کرد و با حرکت خود کنگره را تاسیس نمود.

من هم باید از خداوند بخواهم و خواسته داشته باشم تا بتوانم صفاتم را ارتقاء بدهم. چون انسان‌ها علم بالایی دارند می‌توانند بخوبی تغییر و رشد کنند.گاهی اوقات غرور به سراغ انسان‌ها می‌آید و صفات خوب آن‌ها را تغییر می‌دهد و انسان سقوط می‌کند. باید در صراط مستقیم قرار بگیریم تا بتوانیم کارهای خوب انجام دهیم تا بتوانیم در کنگره از آموزش‌های آن بهره مند گردیم.

خداوند می‌فرماید: ایمان تنها عبادت کردن نیست. ایمان یعنی درستکاری و در صراط مستقیم بودن. یعنی محبت ورزیدن و خدمت به خلق

آقای مهندس در سی دی کج فهمی، انسان‌ها را به سه دسته تقسیم می‌کند. دسته اول، آن‌هایی هستند که کاملا بی تفاوت هستند و کاری به هیچ چیز ندارند. دسته دوم، آن‌هایی هستند که بالای گود ایستاده اند و فقط حرف می‌زنند و دسته سوم همان راهنماها و افرادی هستند که به درجه عشق و ایمان رسیده اند.

جواب سوالات ثبت نام کارگزاری بورس بهگزین +بهترین مجموعه
بازدید : 246
جمعه 8 خرداد 1399 زمان : 9:21

• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

کارگاه های آموزشی خصوصی مسافران
بازدید : 694
جمعه 8 خرداد 1399 زمان : 9:21

بسم الله الرحمن الرحیم

خلاصه برداشتی از سی دی سواد

به قلم کمک راهنمای ارجمند، آقای حسن رضوانی

میزان دانایی به سواد نیست و انسان بودن به لباس نیست . سواد یعنی دانستن برای مثال من از کسی آدرس تهران را می‌پرسم سواد در همین حد کارآیی دارد یا کسی آدرس کنگره ۶۰ را به مصرف کننده می‌دهد. تفکر، تجربه و آموزش ۳ ضلع مثلث دانایی هستند حال اگر کسی آدرس کنگره ۶۰ را بلد باشد ممکن است یک درصد موضوع و اطلاعات نسیبش شده باشد ولی کسی که وارد کنگره ۶۰ می‌شود و تمام قوانین آن را تجربه می‌کند و آن را اجرایی می‌کند اثرات آن را حس می‌کند یعنی رها می‌شود این عمل همان دانایی موثر است.

مهمترین موضوع

در بحث دانایی ابتدا مشخص کردن هدف است که آیا در چه موضوعی یا کدام جهت می‌خواهیم حرکت کنیم برای مثال فرد مصرف کننده وقتی وارد کنگره می‌شود باید دعای کنگره ۶۰ را در نظر بگیرد که می‌گوید تنها یک خواسته و یا یک دعا فرد باید روی درمان متمرکز شود تا موضوع اعتیاد به نتیجه برسد و درمان شود تمرکز بر در مان یعنی گوش کردن سی دی مصرف بموقع دارو پر کردن جلسات کنگره و اجرایی تمامی‌قوانین کنگره می‌باشد.

روزی شتری بود که صاحب آن شتر توسط آن بار نمک جابجا می‌کرد و در‌‌ان‌مسیر رود خانه‌‌‌ای وجو داشت که شتر مجبور بود از وسط رود خانه بگذرد شتران دیگر به او یاد داده بودنند که اگر کمی‌وسط آب بنشینی بارت سبک تر خواهد شد چون نمک در آب حل میشد و بار شتر سبک میشد وقتی صاحب شتر متوجه این موضوع می‌شود تصمیم می‌گیرد که بار شتر را تغییر دهد از فردای آن روز بار شتر پنبه شد و شتر باز هم طبق عادت درون آب مکس کرد و زمانی که خواست حرکت کند دید بارش بسیار سنگین شده است و شب خسته و کوفته بر گشت.

دانایی موثر هم به همین صورت است بعضی وقتها مشکلات انسان را زیاد و یا رفع می‌کند و این موضوع بستگی به آموزشی دارد که آن را کسب می‌کنیم برای اینکه خواسته یا همان دانایی را موثر کنیم باید کمی‌تفکر کنیم . در زندگی خواسته‌های فراوانی وجود دارد که بعضی از آنها به ما ربطی ندارد که باید آنها را حذف کنیم و بعضی خواسته‌های وجود دارد که انسان را به نا کجا باد می‌برد آنها را نیز باید حذف کنیم بعد از آن خواسته‌ها را اولویت بندی کنیم آنهای که از اهمیت بیشتری برخوردار ند را در راس قرار دهیم و اجرایی کنیم برای یک مصرف کننده اولویت درمان است برای سفر دومی‌اولویت خدمت به خود و کنگره ۶۰ می‌باشد. بعضی از این خواسته‌ها می‌تواند در زندگی روز مره هم مانع از رسیدن به صلح و آرامش باشد پس ابتدا خواسته‌ها را الک کنیم تا بتوانیم دانایی را به دانایی موثر تبدیل کنیم. ترس، منیت، نا امیدی، کینه، حسادت، تجسس و‌... می‌تواند موانعی باشد که انسان را از هدف و اجرای دانایی دور کند.

وقتی دیگر بدرود

تشکیل لژیون ها در روزهای یکشنبه و سه شنبه
بازدید : 233
سه شنبه 5 خرداد 1399 زمان : 5:23

بازدید : 186
سه شنبه 5 خرداد 1399 زمان : 5:23

• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

اسلایدی از مراحل تکمیل ساختمان جدید کنگره نیک آباد
بازدید : 241
جمعه 1 خرداد 1399 زمان : 2:24

• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

جواب سوالات ثبت نام کارگزاری حافظ pdf
بازدید : 424
جمعه 1 خرداد 1399 زمان : 2:24

به نام قدرت مطلق الله
در باب دستور جلسه هفتگی
در استحکام پایه‌های مالی و علمی‌کنگره من چه کرده‌ام؟


واقعاً کمک کردن در راهی که باعث احیا انسان‌ها می‌شود حس و انرژی خیلی خوبی را دارد که تا وارد آن نشویم و این کار را انجام ندهیم نمی‌توانیم آن حس را دریافت کنیم و ما باید سعی کنیم بخشیدن و از خود گذشتن را یاد بگیریم.

دستور جلسه این هفته این سؤال را از تک‌تک ما می‌پرسد که در استحکام پایه‌های مالی و علمی‌کنگره چه کرده‌اید؟ و من به‌عنوان یکی از اعضا این خانواده بزرگ کنگره ۶۰ باید این سؤال را از خودم بپرسم که چه کرده‌ام هم ازنظر مالی و هم ازنظر علمی
من اولین کاری که می‌توانم به‌عنوان رهجو انجام بدهم این هست که رهجوی خوبی باشم و قدر کنگره، آموزش‌ها، راهنما، امکانات و صندلی که در اختیار من قرارگرفته را بدانم و به‌درستی استفاده و حرکت کنم چون برای این امکانات که من دارم استفاده می‌کنم هزینه شده است و افراد بسیار زیادی زحمت می‌کشند تا من به رهایی برسم خوب خدا را شکر که من در کنار مسافرم توانستم سفر بسیار خوب و لذت بخشی را داشته باشیم و به رهایی رسیدیم. در کنگره سبدی به چرخش درمی‌آید تا کسانی که دوست دارند در حد توان خودشان آن را حمایت کنند و من باید به این سبد اهمیت بدهم و مبلغی را از قبل داخل کیف خودم قرار بدهم برای سبد زیرا این هزینه صرف آب، برق، گاز، خرید چای، قند، میز، صندلی، میکروفن و ... می‌شود که خود من دارم از آن‌ها استفاده می‌کنم و من همیشه سعی کردم به این موضوع اهمیت بدهم و یک پاکتی را در منزل قراردادم مخصوص سبد و از قرار دادن پول‌های کثیف و پاره داخل آن خودداری می‌کنم و هر دفعه‌ای که به کنگره می‌آیم از این پاکت پول برای سبد برمی‌دارم و چون به این موضوع اهمیت می‌دهم همیشه این پاکت مبلغی را برای سبد دارد و هیچ‌وقت خالی نمی‌شود. کنگره هزینه‌های بزرگ‌تر را هم دارد مثل اجاره، خرید زمین و ساختن ساختمان و همچنین احداث آکادمی‌که احتیاج به هزینه‌های بزرگ‌تر دارد و من سعی می‌کنم پس‌اندازی برای کمک به زمین داشته باشم و هر دفعه‌ای مبلغی برای کمک به زمین پرداخت کنم. در کنگره سالی یک‌بار جشن گلریزان بر پا می‌شود و مبالغی جمع‌آوری می‌شود تا صرف هزینه‌های بزرگ کنگره شود و افرادی هم با پرداخت شش میلیون تومان عضو لژیون سردار می‌شوند و خدا را شکر می‌کنم که امسال توفیقی نصیب من شد و توانستم عضو لژیون سردار باشم. واقعاً کمک کردن در راهی که باعث احیا انسان‌ها می‌شود حس و انرژی خیلی خوبی را دارد که تا وارد آن نشویم و این کار را انجام ندهیم نمی‌توانیم آن حس را دریافت کنیم و ما باید سعی کنیم بخشیدن و از خود گذشتن را یاد بگیریم. ما با خدمت کردن هم می‌توانیم انرژی و حس خوبی را به دست آوریم و من در سفر اول همیشه می‌شنیدم که انجام خدمت‌ها باعث کسب انرژی می‌شود و شروع کردم از خدمت‌های کوچک تا خدمت‌های بزرگ‌تر و آنچه در توان من هست و ظرفیت آن رادارم انجام بدهم و خدا را شکر که توانستم در جایگاه کمک راهنمایی نیز خدمت کنم و علم کنگره را به دیگران هم انتقال بدهم و یا با خدمت در سایت این اطلاعات و حس خوبی را که دریافت کردم را سعی می‌کنم به نگارش در آورم.
خوب من ازآنجایی‌که این دستور جلسه این سؤال را از من پرسید که در استحکام پایه‌های مالی و علمی‌کنگره من چه کرده‌ام؟ در ابتدا خواستم سؤال را پاسخ بدهم و آنچه به ذهنم رسید را به نگارش درآوردم اما حال این سؤال را من خودم از خودم می‌پرسم که آیا بااین‌وجود من برای کنگره کاری کرده‌ام؟ آیا توانستم ذره‌ای از آن‌همه نعمت را که در کنگره به دست آوردم را جبران کنم؟ آیا این خدمت‌های ناچیز من می‌تواند جبران این‌همه خوبی کند؟ سلامتی، رهایی، زندگی دوباره، آرامش، درمان و... را که من در کنگره به دست آوردم قابل‌مقایسه با خدمت‌های ناچیز من هست؟ وقتی فکرش را می‌کنم که خود آقای مهندس که بنیان گزار کنگره
۶۰ هستند می‌گویند من خودم به کنگره بدهکار هستم پس من در مقابل زحماتی که ایشان می‌کشند صفر هستم.
اگر برگردم و یک نگاهی گذرا بکنم می‌بینم اگر خدمتی می‌کنم بازهم برمی‌گردد به خودم و خودم به حال خوش می‌رسم، اگر ازنظر مالی کمکی می‌کنم دارم بخشش و گذشت را تمرین می‌کنم که قبلاً فاقد آن بودم و اگر بازهم و برای همیشه در این راه قدم بردارم و خدمت کنم این من هستم که به این راه و آموزش‌های آن نیاز دارم تا بتوانم در زندگی درست حرکت کنم و موفق باشم. پس باید خدا را شکر کنم که توفیق قرار گرفتن در این راه، رفتن به کنگره و خدمت کردن را به من عطا کرده است تا بتوانم از این نعمت بهره‌مند شوم و فقط می‌توانم شاکر خداوند، کنگره و آقای مهندس باشم.

آقای مهندس از همان ابتدا فرمودند: گاوی که نان گدایی بخورد شخم نمی‌زند و ما باید خودکفا باشیم چراکه اگر چشم ما به کمک از بیرون و دیگران باشد باعث می‌شود خودمان تلاش نکنیم و کمک‌ها باید از خود اعضا کنگره ۶۰ باشد و در ادامه خیلی از افراد به کنگره ۶۰ راه پیدا کردند و به درمان و حال خوش رسیدند و با یاری همدیگر کنگره را گسترش دادند تا به اینجا رسیده است.
آیا من نیز که یکی از اعضا کنگره
۶۰ هستم نباید همان‌طور که دیگران کاشتند و من خوردم من هم بکارم تا دیگران بخورند؟ اگر من جزء آن دسته افرادی باشم که فقط بخواهم بگیرم و ناسپاس باشم باید منتظر از دست دادن این نعمت باشم اما اگر بابت این نعمتی که خداوند به ما عطا کرده شاکر و سپاس گذارم باشم و مثل باغبانی از این درخت نگهداری کنم و در حفظ آن کوشا باشم قطعاً افزایش نعمت را خواهم داشت.

نگارش و تایپ: کمک راهنما لژیون چهارم همسفر مریم

گزارش تشکیل لژیون ها - نیک آباد
بازدید : 564
سه شنبه 29 ارديبهشت 1399 زمان : 23:24

به نام قدرت مطلق الله

خلاصه‌ای از سی دی استحکام پایه‌های علمی‌و مالی

به قلم همسفر نجمه (لژیون اول)

در استحکام پایه‌های علمی‌و مالی کنگره من چه کرده ام ؟

تک تک ما در سازندگی کنگره ۶۰ نقش داریم . این افرادی که بالای هزار نفر در کنگره کار می‌کنند، هیچ کدام حقوق و دستمزدی دریافت نمی‌کنند، برای چه خدمات را انجام می‌دهند ، برای اینکه بگویند: یک روزی به ما کمک شد و ما به درمان رسیدیم حالا ما کمک می‌کنیم تا دیگران به درمان برسند.

ابتدا آقای مهندس در مورد استحکام پایه‌های علمی‌و مالی کنگره ۶۰ گفتند :‌تک تک ما در سازندگی کنگره ۶۰ نقش داریم . این افرادی که بالای هزار نفر در کنگره کار می‌کنند، هیچ کدام حقوق و دستمزدی دریافت نمی‌کنند، برای چه خدمات را انجام می‌دهند ، برای اینکه بگویند: یک روزی به ما کمک شد و ما به درمان رسیدیم حالا ما کمک می‌کنیم تا دیگران به درمان برسند.

دقیقا پیام اینکه دیگران کاشتند و ما خوردیم ما می‌کاریم، دیگران بخورند، بنا بر این همه باید به این سیستم کمک کنیم، حالا یا با درم یا با کرم یا باقلم ،یا با خدمت در هر قسمتی که وجود دارد.

کنگره همین جوری آغاز نشد، قبل از آن کتابش نوشته شد، در کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر آمده که اعتیاد کاملا قابل درمان است . مرحله بعدی که هنوز کنگره شروع به کار نکرده بود و هسته اولیه به وجود نیامده بود ، اولین مقاله علمی‌، دید گاه نسبت به مواد مخدر تحت عنوان صورت مسئله اعتیاد دراولین کنگره سراسری سیستان و بلوچستان رشته دانشگاه پزشکی تحت عنوان اعتیاد ودرمان آن جا مقاله ارائه و پذیرفته شد وبرای سخنرانی به آن جا رفتم . بعد وادی‌ها نوشته شد تا وادی ششم وقوانین داخلی مطرح شد یعنی سیستم اتوماتیک چه کار باید بکند وچکار نباید بکند . کتاب ۶۰درجه زیر صفر زمانی نوشته شد که هنوز کنگره ۶۰ تشکیل نشده بود ، تمام مسائل که باید کنگره ۶۰ اجرا کند و پیش بینی کرده که چه کار باید بکند و چه کار نباید بکند، همه رادر کتاب ۶۰ درجه زیر صفر شما می‌توانید ، بخوانید، پس از نظر علمی‌پایه‌ها بسیار مستحکم شد. از جهت دیگری قبل از اینکه کنگره را طراحی کنم ، به گروه‌های دیگری که فقط یک گروه بود گروه خود درمانی یا خود یاری یا مردمی‌بود ، رفتم از آن جا خیلی چیز‌ها یاد گرفتم ، آن‌هایی که خوب بود استفاده کردم ، آن‌هایی که بد بود، استفاده نکردم .

یک چیزی که آن جا یاد گرفتم یک تفکری بود یا یک نهضتی بود ، که ضد پزشک بود . در آن زمان تحت تأثیر آن‌ها نوشتم که نه هیچ روان پزشک وپزشکی را قبول نداریم ،چون نتوانستند هیچ کمکی به ما بکنند. این تفکر واندیشه ، در کنگره ۶۰ چهار ، ‌پنج سالی بودو بچه‌ها که مشارکت می‌کردند انتقاد می‌کردند و کلا نهضت ضد پزشک بود ، که من آمدم و گفتم ما داریم راه وحرکت اشتباهی را انجام می‌دهیم .ما اگر بخواهیم پایه‌های علمی‌را مستحکم کنیم، شدیدا به پزشکان و اساتید دانشگاه و به علم آن‌ها نیاز داریم، ممکن است که ما تجربه در اعتیاد داشته باشیم‌ ولی منکرعلم هم نمی‌توانیم بشویم. من گفتم کسی حق ندارد ، این گونه فکر کند .ما باید به تمام سیستم پزشکی و علمی‌دست بدهیم و باید کمک همدیگر باشیم ،چون ما باید به جای اینکه دشمن تراشی کنیم ، باید دوست پیداکنیم . بار‌ها گفته ام که انسان‌هایی فکور و فهمیده و آگاه هستند که دشمنان را تبدیل به دوست می‌کنند. انسان‌هایی که دوست را تبدیل به دشمن می‌کنند ، انسان‌های جاهلی هستند .

این تفکر واندیشه برداشته شد ، وقتی که برداشته شد، ما موفقیت‌های زیادی بدست آوردیم .دانشجو‌ها برای تحقیق آمدند، اساتید دانشگاه برای سخنرانی آمدند و بعد روش درمان واطلاعات ما را دیدند ، در کار‌هایشان دخالت دادند و کار تا آن جا پیش رفت که مرکز ملی مطالعات علمی‌اعتیاد به من گفت تو بیا چون تجربه زیادی در تریاک داری روی شربت تریاک کار کن که نتایج بسیار درخشانی داشت .این در پرتو این دوستی وارتباطات بود . از همین جا مقاله نویسی و ارتباط با کشور‌های پیشرفته وکشور‌های اروپایی ، کشور امریکا از نظر مقاله از نظر اطلاعات به طوری که تمام مقالات ما و کتاب‌ها به زبان انگلیسی در سایت‌های بزرگ اروپایی است .برای این که به طرف علمی‌کشیده شویم اسم شعبه را گذاشتیم شعبه آکادمی‌تا بدانیم که باید یک روز آکادمی‌بزرگی را به کمک شما و کمک پزشکان و متخصصان و دانشگاه‌ها به وجود بیاوریم.حتما این کار را خواهیم کرد به کمک پروردگار بزرگ ، پس از نظر علمی‌سعی کردیم حرکت کنیم. در حال حاضر روز به روز وضع برای درمان اعتیاد بازتر شده و کلینیک‌ها آمدند، سیستم پزشکی و همه‌ی آن حرکت‌ها انجام شد، تا به این نقطه رسیدیم. باز در جهت علمی‌سایت کنگره ۶۰ است که بین سه تا چهار هزار نفر در روز بازدید کننده دارد .در کنگره کسی می‌تواند راهنما شود که یکسال از رهاییش بگذرد وامتحان دهد، از نظر فنی و جهان بینی واز نظر رفتار وکردار واز همه جهت خوب باشد ، آن موقع اجازه دارد به دیگران راهنمایی بدهد . همین طوری نمی‌تواند، پس سیستم آموزشی گذاشته شد ، از نظرپایه علمی‌،باید حتما آزمون فنی و جهان بینی بدهند تازه می‌شوند کمک راهنما، و برای اینکه راهنما شوند و شال آبی بگیرند، باید سه تا از شاگرد‌ها به رهایی برسند ویک آغاز نامه بنویسند، پس از نظر علمی‌و آموزشی ، تمام با دقت همه کمک کردند.

در مورد پایه‌های مالی کنگره از روز اول یک چیز مد نظرم بود وآن این بود که باید روی پای خودمان بایستیم وبه هیچ کس نیاز‌ی نداشته باشیم وکمک هیچ کس را نپذیرفتیم. در کنگره ، کمک گرفتن غیر از اعضای کنگره ممنوع بود. خیلی از سازمان‌های داخلی می‌خواستند کمک کنند ، من موافقت نکردم. تازمانی که انتظار کمک از دیگران داشته باشیم ، هیچ وقت به هیچ جا نمی‌رسیم. هر چه بخواهم بچه‌های کنگره ۶۰ می‌دهند ، با کمک‌های آن‌ها ساختمان ساختیم .پس روی پای خودمان ایستادیم و این قانون در مورد تک تک ما صادق است . هر کدام از ما باید پایه‌های مالی خود را مستحکم کند از راه درست وصراط مستقیم. اگر به خودمان متکی باشیم، در ما انرژی و نیرو‌هایی است که مثل آتشفشان در ما ذخیره شده وفقط باید بخواهیم و در جهتش حرکت کنیم ، در این مدت یکبار نشد که کنگره بی پول باشد ، یکبار نشد جنس قرضی ویا قسطی ویا نسیه بخریم ، همه در این قضیه کمک کردیم وپایه‌های مالی کنگره را محکم کردیم.

نگارش و تایپ: همسفر نجمه

سوالات ثبت نام کارگزاری بانک سپه + پاسخنامه جدید pdf
بازدید : 172
سه شنبه 29 ارديبهشت 1399 زمان : 23:24

بازدید : 283
سه شنبه 29 ارديبهشت 1399 زمان : 23:24

• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

آماده سازی ساختمان نیک آباد

تعداد صفحات : 4

آمار سایت
  • کل مطالب : 48
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 62
  • بازدید کننده امروز : 59
  • باردید دیروز : 54
  • بازدید کننده دیروز : 51
  • گوگل امروز : 4
  • گوگل دیروز : 7
  • بازدید هفته : 328
  • بازدید ماه : 1153
  • بازدید سال : 13341
  • بازدید کلی : 32989
  • کدهای اختصاصی