loading...

وبلاگ نمایندگی نیک آباد

بازدید : 280
يکشنبه 19 بهمن 1398 زمان : 23:53

سلام دوستان لیلا هستم همسفر:

حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملا اجرا نماییم.

وادی ششم از فرماندهی و فرمانروایی حاکمی‌بزرگ به نام عقل صحبت می‌کند. عقل از کلمه عقال می‌آید و عقل هم یک کلمه عربی است، به بندهایی که از بینی شتر رد می‌شود که شتر را کنترل کنند عقال گفته می‌شود. عقل یکی از اجزاء صور پنهان است. عقل مانند نوری می‌ماند که به کل هستی می‌تابد و این بستگی به خود ما دارد که به چه میزان از این نور را دریافت کنیم؛ اگر در راه مستقیم قدم برداریم و به طرف ارزش‌ها حرکت کنیم مطمئنا نور بیشتری دریافت خواهیم کرد و هر چه قدر به طرف ضد ارزش‌ها حرکت کنیم و از راه مستقیم به دور باشیم، از نور(عقل) هیچ بهره‌‌‌ای نخواهیم برد و در تاریکی مطلق گرفتار می‌شویم. اولین نیرویی که قوه عقل را به کار می‌گیرد حس است. اگر حس تزکیه و پالایش شود به حس سالم می‌رسیم و با حس سالم، عقل سالم به وجود می‌آید و با عقل سالم به فرمان عقل نزدیک می‌شویم و به «شو شود» می‌رسیم؛ یعنی عقل می‌گوید این کار را انجام بده و انجام می‌دهیم. عقل به سان یک فرمانروای عادل و بزرگ است به عبارتی دیگر عقل فر ایزدی دارد که با اجرای فرامینش به صلح، آرامش، هدف و تکامل می‌رسیم.

یکی دیگر از اجزا صور پنهان نفس است، نفس در مقابل عقل قرار دارد. نفس؛ یعنی آنچه تعیین موجودیت می‌کند در ظاهر و باطن. نفس خواسته‌های زیادی دارد که اکثر خواسته‌هایش نامعقول هستند و همیشه سعی می‌کند که به خواسته‌های خود برسد. با اینکه نفس منشأ حرکت و تحرک است ولی تا زمانی که عقل فرمان ندهد هیچ کدام از خواسته‌های نفس اجرا نمی‌شود. عقل همه چیز را نمی‌داند ولی آنقدر دانا است که تا به درستی یا نادرستی مسئله‌‌‌ای اطمینان پیدا نکند، حکمی صادر نکند. عقل با آموزش، تجربه و تفکر، دانایی خود را افزایش می‌دهد و با اطمینان کامل فرمانش را صادر می‌نماید اما باید این را بدانیم که نفس برای رسیدن به خواسته‌های نامعقولش تلاش می‌کنند. منیت، ترس و ناامیدی قضاوت عقل را به اشتباه می‌اندازد و ادراک عقل را مختل سازد. برای اینکه عقل به اشتباه نیفتد باید نفسمان را تربیت کنیم و برای تربیت نفس نیاز به آموزش و افزایش دانایی داریم. کنگره به ما یاد می‌دهد که چگونه نفس خود را تربیت کنیم چگونه با دانش و اگاهی در مسیر کنگره و درمان قدم برداریم و مواد مصرفی خود را کاهش دهیم. ما باید نفسمان را تربیت کنیم نه اینکه با نفس به مبارزه بپردازیم و برای تربیت نفس ابتدا باید خودمان را بشناسیم. کنگره به من یاد می‌دهد که به راهنمای درونی خودم یعنی عقل گوش دهم و حکم عقلم را در قالب یک فرمانده بزرگ به اجرا درآورم. برای رسیدن به فرمان عقل لازم نیست از فرمان‌های بزرگ شروع کنم، همین که برای یک مسواک زدن صدها بهانه می‌آورم اگر به فرمان عقل نزدیک شوم، مسواک زدن برایم امری ساده و خوشایند می‌شود. فرمان عقل یعنی اینکه اگر الان باید ظرف‌ها را بشویم باید همین الان این کار را بکنم نگویم وقت هست بعدا این کار را می‌کنم حالا یکم استراحت کنم و یا اینکه باید صبح زود از خواب بیدار شوم ولی بگویم پنج دقیقه دیگر بیدار می‌شوم و همین پنج دقیقه پنج دقیقه دیگر باعث می‌شود دیر بیدار شویم و از خیلی کار‌ها عقب بیفتیم. فرمان عقل قضاوت نکنم، در کار دیگران دخالت نکنم، پس انداز و قناعت کنم. اگر به موقع در کنگره حاضر شوم با نوشتن سی دی و آمادگی لازم سر لژیون بنشینم یعنی حکم عقل را به عنوان یک فرمانده لایق پذیرفته ام. اگر برای خودمان سفر کنیم هر مشکلی هم که پیش آید هر سنگی هم جلوی پای ما بیفتد باز هم به حرکت خود ادامه می‌دهیم به صدای عقلمان گوش می‌دهیم و هیچ توجهی به نفس اماره نمی‌کنیم که پول، مادیات، کار و ..باعث دور شدنمان از کنگره و صراط مستقیم شود. اگر می‌خواهیم به آرامش و حال خوش برسیم و فرمانروای جسم خودمان باشیم تسلیم فرمان راهنمای درونی مان، عقل باشیم.

اما تاثیر این وادی بر روی من

آنقدر فرماندهی وجودم را به دست نفس داده بودم که فراموش کرده بودم عقلی هم وجود دارد. فقط نفس و خواسته‌هایش را می‌دیدم. اینکه مسافرم مصرف کننده نباشد، بهترین زندگی و امکانات را داشته باشم، هر موقع و هر کجایی که من بخواهم باید بروم، حرف حرف من باشد مهم تر از همه اینکه اگر آسایش ندارم اگر راحتی ندارم و اگر هر مشکلی دارم دلیلش فقط و فقط اعتیاد مسافرم است ولی به این توجه نکردم که فقط خواسته داشتم آن هم خواسته‌های نامعقول که توقع داشتم مسافرم و دیگران برآورده کنند. اما الان متوجه شدم اگر به عقلم هم رجوع کرده بودم، اگر مسافرم را قضاوت نمی‌کردم، دخالت در کارهایش نمی‌کردم زندگی بهتری داشتم. الان متوجه می‌شوم که با عقب انداختن کارهای هر چند کوچک و ناچیز مقدمه‌‌‌ای می‌شود برای به وجود آمدن مشکلات در آینده. وادی ششم به من یاد داد عقل را به عنوان یک فرمانده بپذیریم با بالا بردن آگاهی و دانش در هر زمینه و مسئله ای حرکت کنم، نفس و حقه‌هایش را بشناسم تا زندگی بهتری را برای خودم و خانواده ام رقم بزنم.

در باب دستور جلسه هفتگی
بازدید : 280
يکشنبه 19 بهمن 1398 زمان : 23:53

سلام دوستان لیلا هستم همسفر:

حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملا اجرا نماییم.

وادی ششم از فرماندهی و فرمانروایی حاکمی‌بزرگ به نام عقل صحبت می‌کند. عقل از کلمه عقال می‌آید و عقل هم یک کلمه عربی است، به بندهایی که از بینی شتر رد می‌شود که شتر را کنترل کنند عقال گفته می‌شود. عقل یکی از اجزاء صور پنهان است. عقل مانند نوری می‌ماند که به کل هستی می‌تابد و این بستگی به خود ما دارد که به چه میزان از این نور را دریافت کنیم؛ اگر در راه مستقیم قدم برداریم و به طرف ارزش‌ها حرکت کنیم مطمئنا نور بیشتری دریافت خواهیم کرد و هر چه قدر به طرف ضد ارزش‌ها حرکت کنیم و از راه مستقیم به دور باشیم، از نور(عقل) هیچ بهره‌‌‌ای نخواهیم برد و در تاریکی مطلق گرفتار می‌شویم. اولین نیرویی که قوه عقل را به کار می‌گیرد حس است. اگر حس تزکیه و پالایش شود به حس سالم می‌رسیم و با حس سالم، عقل سالم به وجود می‌آید و با عقل سالم به فرمان عقل نزدیک می‌شویم و به «شو شود» می‌رسیم؛ یعنی عقل می‌گوید این کار را انجام بده و انجام می‌دهیم. عقل به سان یک فرمانروای عادل و بزرگ است به عبارتی دیگر عقل فر ایزدی دارد که با اجرای فرامینش به صلح، آرامش، هدف و تکامل می‌رسیم.

یکی دیگر از اجزا صور پنهان نفس است، نفس در مقابل عقل قرار دارد. نفس؛ یعنی آنچه تعیین موجودیت می‌کند در ظاهر و باطن. نفس خواسته‌های زیادی دارد که اکثر خواسته‌هایش نامعقول هستند و همیشه سعی می‌کند که به خواسته‌های خود برسد. با اینکه نفس منشأ حرکت و تحرک است ولی تا زمانی که عقل فرمان ندهد هیچ کدام از خواسته‌های نفس اجرا نمی‌شود. عقل همه چیز را نمی‌داند ولی آنقدر دانا است که تا به درستی یا نادرستی مسئله‌‌‌ای اطمینان پیدا نکند، حکمی صادر نکند. عقل با آموزش، تجربه و تفکر، دانایی خود را افزایش می‌دهد و با اطمینان کامل فرمانش را صادر می‌نماید اما باید این را بدانیم که نفس برای رسیدن به خواسته‌های نامعقولش تلاش می‌کنند. منیت، ترس و ناامیدی قضاوت عقل را به اشتباه می‌اندازد و ادراک عقل را مختل سازد. برای اینکه عقل به اشتباه نیفتد باید نفسمان را تربیت کنیم و برای تربیت نفس نیاز به آموزش و افزایش دانایی داریم. کنگره به ما یاد می‌دهد که چگونه نفس خود را تربیت کنیم چگونه با دانش و اگاهی در مسیر کنگره و درمان قدم برداریم و مواد مصرفی خود را کاهش دهیم. ما باید نفسمان را تربیت کنیم نه اینکه با نفس به مبارزه بپردازیم و برای تربیت نفس ابتدا باید خودمان را بشناسیم. کنگره به من یاد می‌دهد که به راهنمای درونی خودم یعنی عقل گوش دهم و حکم عقلم را در قالب یک فرمانده بزرگ به اجرا درآورم. برای رسیدن به فرمان عقل لازم نیست از فرمان‌های بزرگ شروع کنم، همین که برای یک مسواک زدن صدها بهانه می‌آورم اگر به فرمان عقل نزدیک شوم، مسواک زدن برایم امری ساده و خوشایند می‌شود. فرمان عقل یعنی اینکه اگر الان باید ظرف‌ها را بشویم باید همین الان این کار را بکنم نگویم وقت هست بعدا این کار را می‌کنم حالا یکم استراحت کنم و یا اینکه باید صبح زود از خواب بیدار شوم ولی بگویم پنج دقیقه دیگر بیدار می‌شوم و همین پنج دقیقه پنج دقیقه دیگر باعث می‌شود دیر بیدار شویم و از خیلی کار‌ها عقب بیفتیم. فرمان عقل قضاوت نکنم، در کار دیگران دخالت نکنم، پس انداز و قناعت کنم. اگر به موقع در کنگره حاضر شوم با نوشتن سی دی و آمادگی لازم سر لژیون بنشینم یعنی حکم عقل را به عنوان یک فرمانده لایق پذیرفته ام. اگر برای خودمان سفر کنیم هر مشکلی هم که پیش آید هر سنگی هم جلوی پای ما بیفتد باز هم به حرکت خود ادامه می‌دهیم به صدای عقلمان گوش می‌دهیم و هیچ توجهی به نفس اماره نمی‌کنیم که پول، مادیات، کار و ..باعث دور شدنمان از کنگره و صراط مستقیم شود. اگر می‌خواهیم به آرامش و حال خوش برسیم و فرمانروای جسم خودمان باشیم تسلیم فرمان راهنمای درونی مان، عقل باشیم.

اما تاثیر این وادی بر روی من

آنقدر فرماندهی وجودم را به دست نفس داده بودم که فراموش کرده بودم عقلی هم وجود دارد. فقط نفس و خواسته‌هایش را می‌دیدم. اینکه مسافرم مصرف کننده نباشد، بهترین زندگی و امکانات را داشته باشم، هر موقع و هر کجایی که من بخواهم باید بروم، حرف حرف من باشد مهم تر از همه اینکه اگر آسایش ندارم اگر راحتی ندارم و اگر هر مشکلی دارم دلیلش فقط و فقط اعتیاد مسافرم است ولی به این توجه نکردم که فقط خواسته داشتم آن هم خواسته‌های نامعقول که توقع داشتم مسافرم و دیگران برآورده کنند. اما الان متوجه شدم اگر به عقلم هم رجوع کرده بودم، اگر مسافرم را قضاوت نمی‌کردم، دخالت در کارهایش نمی‌کردم زندگی بهتری داشتم. الان متوجه می‌شوم که با عقب انداختن کارهای هر چند کوچک و ناچیز مقدمه‌‌‌ای می‌شود برای به وجود آمدن مشکلات در آینده. وادی ششم به من یاد داد عقل را به عنوان یک فرمانده بپذیریم با بالا بردن آگاهی و دانش در هر زمینه و مسئله ای حرکت کنم، نفس و حقه‌هایش را بشناسم تا زندگی بهتری را برای خودم و خانواده ام رقم بزنم.

یوونتوس مقصد بعدی فیلیپ کوتینیو خواهد بود؟
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 4

آمار سایت
  • کل مطالب : 48
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 137
  • بازدید کننده امروز : 134
  • باردید دیروز : 54
  • بازدید کننده دیروز : 51
  • گوگل امروز : 4
  • گوگل دیروز : 7
  • بازدید هفته : 403
  • بازدید ماه : 1228
  • بازدید سال : 13416
  • بازدید کلی : 33064
  • کدهای اختصاصی